عبد الله بن محمد ابن ناقيا ( ابن ناقيا البغدادي ) ( مترجم : ميرلوحى )

358

الجمان في تشبيهات القرآن ( فارسى )

و شاعر طايى ( ابو تمام ) در آتش زدن افشين گفته است : [ از بحر كامل ] 1066 ما زال سرّ الكفر بين ضلوعه * حتّى اصطلى سرّ الزّناد الوارى 1067 نارا يساور جسمه من حرّها * لهبا كما عصفرت شقّ ازار 1068 طارت له شعل يهدّم لفحها * اركانه هدما به غير غبار 1069 مشبوبة رفعت لاعظم مشرك * ما كان يرفع ضوؤها للسّارى 1070 صلّى لها حيّا و كان وقودها * ميتا و يدخلها مع الفجّار « 10 » و برخى از قاريان « انّها ترمى بشرر كالقصر » - به فتحه صاد جمع « قصرة » خوانده‌اند يعنى آن آتش جرقه‌اى بر مىافكند كه مانند گردنهاى شتران است و آن نيز تشبيه نيكويى است ؛ زيرا عرب گردن شتران را براى وصف آتش استعاره مىآورد و مىگويد : « برزت اعناق النّيران ( : گردنهاى آتشها آشكار شد ) » چنان كه مىگويد : « برزت ذوائبها و السنتها ( : گيسوان و زبانهاى آتش آشكار شد ) » . و آن تعبير نيز بر اسلوب استعاره است . و بر طبق آنچه كلبى روايت كرده ، درباره آتش حرّة الحدثان « 11 » در سرزمين غطفان گفته‌اند كه از آن آتش گردنى خارج مىشد ، و مسافت سه‌تا چهار شب را مىپيمود ، و به چيزى نمىرسيد جز اين كه آن را مىسوزاند . و خالد بن سنان بن غيث بن مريطة بن مخزوم بن غالب بن قطيعة ، از هر ايلى از بنى عبس ، مردى را گرفت ، و با ايشان بسوى آتش رهسپار شد و او را تازيانه‌اى بود ، تا به كنار آتش رسيد و از آن گردنى همانند گردن شتر خارج شده بود ، و آن گردن آتش ، ايشان را احاطه كرد ، پس گفتند : « به خدا سوگند بزرگان بنى عبس براى هميشه از بين رفتند » خالد گفت : « نه ، هرگز ، و شروع كرد با تازيانه بر گردن

--> ( 10 ) - ديوان ابو تمام ، ص 113 و التشبيهات ، ص 205 ملاحظه شود . ( 11 ) - « الحدثان يكى از برادران سلمى است كه به سرزمين سنگلاخى ( الحرّة ) رسيد ، و آن سرزمين سنگلاخ به نام او ناميده شد . رك : معجم البلدان ، ج 3 ، ص 230 ، و ص 482 . - م .